گفت و گو با محمدرضا ميرزايی جابری، برنده ی مدال طلای پارالمپيک

 جانباز ضايعه نخاعي

 

   
   

www.isaarsci.ir

   

 

 

 

 

هر دوره پس از مسابقات المپيک شاهد برگزاری مسابقات پارالمپيک هستيم در هر دوره هم تيم های اعزامی ايران شامل معلولان و جانبازان افتخارات زيادی برايمان به ارمغان می آورند.

يکی از اين افتخارآفرينان " محمدرضا ميرزايی جابری " است که از شهر پرطراوت شيراز بعنوان پرچمدار تيم اعزامی از ايران به پکن رفت و موفق به کسب مدال طلا در رشته پرتاب نيزه شد.

ميرزايی جابری با 43 سال سن با روحيه ای بالا که يادگار حضور در جبهه هاست بر ضايعه ی نخاعی خود غلبه کرده و پرچم ايران را بعنوان نفر اول به اهتزاز در آورده است با او گفت و گوی کوتاهی انجام داده ايم که می خوانيد.

  •  کسب مدال طلا در چهار دوره ی پياپی، افتخار بزرگی است و تلاش زيادی می طلبد. با توجه به شرايط فيزيکی تان برای رسيدن به اين جايگاه چه کرديد؟

البته من ورزش را از سال 67 -68 شروع کردم. اوايل بسکتبال بازی می کردم و بعد به سمت رشته ی دو و ميدانی رفتم. بعد هم به طور اختصاصی در رشته ی پرتاب نيزه شروع به فعاليت کردم.

  • يک ورزشكار برای انتخاب اين رشته، بايد چه شرايط بدنی خاص و ويژه ای داشته باشد؟

بهتر است افراد در رشته ی پرتاب نيزه، دست های بلندی داشته باشند و سرعتی، عمل کنند. من هم چون اين ويژگی ها را داشتم در اين رشته فعاليتم را ادامه دادم. زمانی که بسکتبال بازی می کردم به توصيه ی آقای ادريسی به  رشته ی دو و ميدانی رو آوردم. در سال 1369 در مسابقات اهواز در سه رشته از دو و ميدانی شرکت کردم و عاقبت پرتاب با نيزه  رشته ی تخصصی ام شد.

  • برای شرکت در رقابت های بين المللی پاراالمپيک، از کی شروع به تمرين کرديد؟

از چهار سال پيش که از آتن برگشتيم. در طول سال در شهرستان خودمان تمرين می کرديم. هر سال در مسابقات برون مرزی که برای آمادگی بيشتر ورزشکاران برگزار می شود نيز شرکت کرديم. تابستان هر سال در اردوهای ورزشی به تمرين می پرداختيم و امسال هم از فروردين ماه در اردوی ورزشی تهران شرکت داشتيم.

  • رقيب اصلی شما در اين مسابقات از چه کشوری بود؟

رقبای اصلی من از نيجريه، چين اسلواکی و انگليس بودند که بسيار هم قوی بودند. ولی شکر خدا توانستم آنها را پشت سر بگذارم.

  • با توجه به موفقيت های دوره های قبل، پيش بينی می کرديد که اين دوره هم طلا بگيريد؟

اينکه مدال بياورم بله؛ ولی زياد به کسب مدال طلا اميدوار نبودم.

  • چرا؟

در مسابقات امسال از نظر ضايعه ی فيزيکی کلاس بندی ( رتبه بندی ) شدند و هر دو کلاس را در هم ادغام کردند. رکوردها به هم نزديک و در نتيجه رقابت ها حساس تر شده بود.

  • پيش از مسابقات از اين موضوع اطلاع نداشتيد؟

چرا، می دانستيم و آمادگی را داشتيم، ولی به همين دليل، حساسيت رکوردها بيشتر شده بود و کسب اين مدال طلا واقعا" برايم ارزشمند است.

  • به طور حتم مشکلات شما در پاراالمپيک بيشتر از ورزشکاران المپيکی است. به نظر خودتان چه مشکلی از همه پر رنگ تر است؟

ورزشکاران پاراالمپيکی به خاطر مشکل های جسمی، بايد تلاش بيشتری کنند. چرا که ابتدا بايد بر نقيصه های جسمی خود فائق بيايند تا بعد بتوانند تمرينات تخصصی و منظمی بکنند. از طرف ديگر، رفت و آمد و نوع تغذيه، مشکل بعدی است. بنابراين، بايد برای پيروزی وقت بيشتری بگذارند. اما متاسفانه، بيشتر مسئولان اين موضوع را در نظر نمی گيرند و تفاوت های زيادی بين ورزشکاران المپيک و پاراالمپيک قائل می شوند.

  • مثلا" چه تفاوت هايی ؟!

برای نفرات اول در هر رشته در المپيک 110 ميليون، نفر دوم 75 ميليون و نفر سوم 50 ميليون تومان در نظر گرفته اند، درصورتی که اين مبالغ برای نفرات اول، دوم و سوم در مسابقات پاراالمپيک به ترتيب بيست، پانزده و ده ميليون تومان است که خود گواه اين تفاوت است. اين موضوع انگيزه ی  بچه ها را پايين می آورد. در حالی که در کشورهای ديگر چنين تفاوت هايی وجود ندارد.

  • حضور رئيس جمهور کشورمان در مراسم افتتاحيه ی پاراالمپيک فرصت خوبی برای بيان مشکلاتتان بود. آيا از اين فرصت استفاده کرديد؟ به علاوه اينکه، حضور ايشان نشان از توجه مسئولان به اين مسابقات بوده است، اين طور نيست؟

بله، خود من به عنوان پرچمدار کاروان ورزشی ايران به استقبال ايشان رفتم. البته بطور مستقيم موفق به بيان مشکلاتمان نشديم.

هر چند که زمان چندان مناسبی هم برای طرح آن نبود، ولی اين موضوع مطرح شد و من از يکی از خبرنگاران در همان جا شنيدم که ايشان در جلسه ای اعلام کرده اند که اين رقم افزايش پيدا می کند.

  • قصد داريد به فعاليتتان در اين رشته ادامه بدهيد؟

خودم تمايل دارم خداحافظی کنم.

  • چرا؟

مسايلی هست که به آن خاطر نمی توانم در اردوها شرکت کنم. مثلا" من از سال 67-68 تابستان ها درگير ورزش هستم و خانواده ام از حق و حقوق خود در اين سالها محروم مانده اند. قصد دارم بيشتر در کنار خانواده ام باشم. اگر بتوانم فقط در تمرينات شهرستان خودم ادامه بدهم و در مسابقات شرکت کنم، ادامه می دهم؛ در غير اين صورت، خير.

  • از هر چه بگذريم سخن دوست خوش تر است. چند سالتان بود که به جبهه رفتيد نحوه ی مجروح شدنتان چگونه بود؟

شانزده ساله بودم. سال 60 بود يک سال بعد، يعنی سال 61 در مرحله ی دوم آزادسازی خرمشهر زخمی شدم. بعد از آن متناوب در جبهه حضور داشتم. در سال 65 در منطقه ی شلمچه و در عمليات کربلای 5 دچار   ضايعه ی نخاعی شدم.

  • يعنی در سن 21 سالگی؛ اوج انرژی و فعاليت . آن زمان چه احساسی داشتيد؟

چون داوطلبانه و با رضايت قلبی رفته بودم. تمام اين مسايل برايم حل شده بود. آن موقع به اين فکر می کردم که اين موضوع برايم محدوديت ايجاد کند و جلوی رشدم را بگيرد. من از همان اول که وارد جبهه شدم، درسم را هم می خواندم. بعد از آن هم به درس خواندن ادامه دادم. سال 67 در رشته ی مديريت صنعتی شيراز قبول شدم. سال 72 فارغ التحصيل شدم و از همان سالها هم شروع به ورزش کردم. خانواده ام با من خيلی همکاری کردند و الآن هر چه دارم حاصل تلاش خانواده ام است.

  • اگر صحبت خاصی داريد، بفرماييد.

من بعنوان پرچمدار کاروان مهر علومی ( در مسابقات پکن )و از طرف جمع کثيری از منطقه ی خرامه شيراز از شخص رئيس جمهور تقاضا دارم حق و حقوقی که منطقه ی موضع آباد جابری ( منطقه ی خرامه شيراز ) دارند و از آن محروم مانده اند به مردم آن منطقه برگردانده شود؛ حق و حقوقی که با وجود پتانسيل های بالقوه ای که منطقه دارد، ناديده گرفته شده است.

 

****

منبع : گفت و گو با محمدرضا ميرزايی جابری، برنده ی مدال طلای پارالمپيک جانباز ضايعه نخاعي-تهيه كننده : نسترن زلف خانی -ماهنامه فرهنگی- اجتماعی شاهد جوان  - شماره 40 - آبان ماه 1387

 

 

 

 

 

 

 

              بازگشت به صفحه اصلی